الشيخ محمد جواد الخراساني

215

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

است . « در الزام الناصب » از « اربعين ميرلوحى » چنين است : « و ترفع لولدى النّود و الرّايات » « 1 » باز هم نسخه مغشوش است ، ممكن است نهود باشد به معنى مناهضهء در جنگ و « نود » هم بىمناسبت با حركت و نهضت نيست و معنى جمله اين است كه بلند شود براى فرزند من جنبش‌ها و بيرق‌ها و اين اختصاص به رايت خاصى ندارد بلكه نوع رايات شرقى و هم‌چنين يمانى نهضتشان براى اين منظور است . 26 - خروج سفيانى از فتنه‌هاى بزرگ خروج سفيانى است و بلاى او از همه شديدتر و اخبار دربارهء او از همه بيش‌تر و در چند خبر او را از علائم حتميّه شمرده ، هم به معنى حتمى الوقوع و هم حتمى العلامة و پيش گذشت كه خروج او و يمانى و خراسانى در يك روز و يك ماه و يك سال خواهد بود . وصف و تفصيل او در اخبار بسيار است ولى از باب اختصار و احتراز از تكرار ملخّص مضمون همه را نقل مىكنم ، آن‌چه ذكر مىشود از امير المؤمنين عليه السّلام و حضرت باقر و حضرت صادق عليه السّلام است . خروج او در ماه رجب بعد از خسف قريه‌اى از قراء دمشق و بعد از اختلاف دو رايت در شام كه پيش گذشت خواهد بود ، محل خروجش وادى يابس است از اراضى شام ، يا به اعتبار خشكى آن زمين از گياه او را يابس گويند و يا به اعتبار اين‌كه قبلا دريا بوده و خشك شده . نام او عثمان ، پدرش عنبسة يا عيينة از اولاد عتبة بن ابى سفيان زادهء هند جگرخوار خبيث‌ترين مردم است ، هرگز عبادت خدا نكرده و مكّه و مدينه را نديده ، خباثت او به حدى است كه مادر بچهء خود را زنده‌به‌گور مىكند از ترس اين‌كه مبادا امر او را فاش

--> ( 1 ) - الزام الناصب 2 / 160 .